X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمستان - مامان و جوجه ها
Lilypie Premature Baby tickers
نظر
یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1387 ساعت 11:57 ب.ظ

امروز اولین روز زمستون بود. و چشمهای نازنینتون اولین زمستون عمرتون رو تماشا کرد.

یک فصل کامل رو با هم و در کنار هم سپری کردیم و من عاشق تر از پیشم. امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشید و خدای مهربون سالها و فصلها و ماهها و هفته ها و روزهامون رو با هم و برای هم نگه داره. آمین


با هم به مسافرت رفتیم و البته این سومین سفرمون بود. خیییییییییییلی خوش گذشت هم به ما و هم به شما جوجه های ناز نازی. اینو به این خاطر میگم که از وقتی برگشتیم دلتنگی میکنید و هی نق میزنید (البته بیشتر آقا سجاد). خاله ها و دایی و مامان جون و بابا جون هم که کلی باهاتون حال کردند. 


27 آذر هم که تولد بابا بود و عید غدیر، که با پختن یک کیک خوشگل و خوشمزه جشن گرفتیم.


(تولدت مبارک همسر نازنینم. همیشه و در هر حال دوستت دارم و به وجودت و به داشتنت افتخار میکنم.)


مهمونی قرض الحسنه فامیلی هم بود که به یمن پاقدم خوشتون توی این دوره اسم ما اولین قرعه ای بود که دراومد و همه خونه باباجون جمع شدن و حسابی خوش گذروندیم.

راستی کسانی که شما رو بعد از 2 ماه میدیدند با هم اشتباه گرفتند و سجاد رو گفتند ستاره... آخه هزار ماشالله واسه خودت آقایی شدی و داری از خواهرت جلو میزنی و ستاره خانوم گلم عین یک عروسک کوچولو با ظرافت هر چه تمام تر داره رشد میکنه.

خودم فداتون میشم.


دوستتون دارم عاشقانه و تک تک نفس ها و تمام لحظه ها و همه وجودم متعلق به شماست.