X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پایان ۱۰ ماهگی - مامان و جوجه ها
Lilypie Premature Baby tickers
نظر
دوشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:02 ب.ظ

جوجه های قشنگم!

ورودتون به یازدهمین ماه زندگی مبارک باشه عزیزای دلم. خیییییییییییییییییییییلی دوستتون دارم و هر روز و هر ساعت و هر دقیقه و هر ثانیه بیشتر بهتون وابسته میشم. شما دوتا عشق کوچولو همه زندگی من و بابا هستید.


اتفاقاتی که این مدت افتاده باعث شد نتونم خودم رو راضی کنم که کیک بپزم و جشن بگیریم... چه اتفاقاتی؟ مطمئنم در آینده توی کتابهای تاریخ و اجتماعی ازش با خبر میشین، یا خودم براتون تعریف میکنم. هروقت تونستید اینجا رو بخونید و ازم پرسیدید "مامان منظورت چه اتفاقی بود"، براتون میگم،. البته اگه زنده بودم.


پنج شنبه 14 ام رفتیم اصفهان که برای برگشتن مامان جون و بابا جون از مکه(که قرار بود شنبه باشه) اونجا باشیم. شنبه هم رفتیم فرودگاه و کلی از دیدن هم خوشحال شدیم.

شب هم مامان اینا سوغاتی هامون رو دادند و برای شما بسیاااااااااااااااااااااااااااااار زیاد زحمت کشیده و کلللللللللللللللللی سوغاتی آورده بودند. (به قول بابا باید یک وانت خبر میکردیم که فقط سوغاتی شماها رو میاورد.) دستشون درد نکنه.

دوشنبه هم برگشتیم تهران.

توی پست بعدی از شیرین کاریهاتون میگم. فعلا باید برم که خیلی کار دارم. فدای هردوتون بشم که خیلی ماهین.