X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
برای پسرم - مامان و جوجه ها
Lilypie Premature Baby tickers
نظر
دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 04:04 ب.ظ

سلام پسرکم!

مامان جون چند روزه که میخوام بیام و مهمونداری بهم وقت نداده. پسر عموها و پسر عمه اومده بودن پیشمون . خیلی خیلی خوش گذشت. نادر و امید و علی. دیروز هم رفتند اصفهان خونه بابا جون.

روز جمعه میخواستم برات پست تبریک بذارم. اولین روزی که خودت به تنهایی روی پاهای کوچولوت ایستادی و پنج قدم راه رفتی. اینکه میگم به تنهایی به این دلیله که هیچ کس توی اتاق نبود و من هم از آشپزخونه نگاهت میکردم.

مبارک باشه پسر گلم شروع استقلالت و آرزو میکنم در زندگی هر گامی که برمیداری هزاران هزار موفقیت و پیروزی بهمراه داشته باشه و راه و رسمت به شایستگی اسمت باشه عزیز دلم.


کارهایی که این مدت یاد گرفتی:

وقتی میگیم سینه بزن یا میگیم حسین حسین شروع میکنی سینه زدن.

اونقدر قشنگ نماز میخونی که بعدش دم دست هرکی باشی نوش جان میشی!! میگیم سجاد نماز بخون یا الله اکبر .. مهر رو میذاری روی جانماز و سرت رو میذاری روش(بعدش دیگه هرکاری میکنیم سرت رو برنمیداری!)

میگم سجاد شما عزیز دل مامانی؟ سرت رو میندازی پایین و میگی: آدون و بعدش دیگه به همه سوالاتم همینجوری جواب میدی. مثلا: آقا سجاد شما خیلی خوشگلی؟!...(بعدش خاله میگه چه تعریفی هم از خودش میکنه)

اگه بگیم کاری رو انجام ندی میگی e (با آهنگ دعوا) خودت خودت رو دعوا میکنی یا اگه سراغ کاری بری که میدونی جزء کارهای بده قبل از اینکه کسی بهت بگه خودت دعوا میکنی..

ناز کردن رو یاد گرفتی و وقتی میگیم ناز کن با آهنگ میگی ناااااااااااااز و دستت رو میکشی روی سر خودت!

بشدت به راه رفتن علاقه داری و مرتب بلند میشی و چند قدم راه میری و میخوری زمین و خستگی هم تو کارت نیست.

کارهای دیگه ای که یاد گرفتی رو توی پست بعد بهمراه کارهای  جدید ستاره قشنگم مینویسم.

راستی هفته پیش رفتیم اداره بابا که توضیح و عکسهای اون هم در پست بعد گذاشته میشه.


پسر کوچولوی من! تو همه امید منی و به اندازه بی اندازه دوستت دارم عشق مامان